بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
115
خلاصة التجارب ( طبع جديد )
يا حافظ الصحت هر روز بر بالاى طعام در اين اقسام مفيدند . بىخوابى و بدخويى چون سبب المى واضح نباشد . علاج آن است كه او را جندبيدستر بويانند و اگر اندكى بخورانند هم نيكو بود . و به لعبها و سخنهاى ملايم حزين او را مشغول دارند و اندكى ترسانيدن او را بسيار مفيد بود . اگر احتياج به زيادتى تدبير افتد شكم او را به شيافى نرم سازند و دلك اعصاب و ارجوحه مرتب دارند و رضاجويى خواطر او كنند بدانچه ممكن بود و آنچه به دو مؤانستى داشته باشد حاضر سازند . و حب الشفاى بزرگ و حافظ الصحت مرضعه به كار دارد و بعد ساعتى شير دهد . اگر احتياج زياده شود به طفل نيز اندكى بخورانند در شير حل كرده و تخم خشخاش و گندم و شاهدانه و تخم كاهو را بريان كرده در كيسه كنند و بوى آن به طفل مىرسانند تا خواب آورد و نزد بالين او نهادن همواره مناسب آيد و ميان سر و شقيقهها و دو طرف مهره پشت او را به روغن تخم خس يا روغن خشخاش چرب كردن خواب آورد و همچنين شيرهء تخم خشخاش در طعام خورانيدن و اگر احتياج افتد به ادعيه و تعويذات نيز توسل نمايند نافع آيد . و بسيار بود كه بدخويى و گريه به عبث از جهت كوفت ناتمامى خواب بود و علاج آن به ماليدن نرم و تدهين و خواب آوردن كنند . ترسيدن در خواب اگر جهت آن باشد كه در بيدارى از چيزى ترسيده باشد و آن را به خواب مىبيند ، [ علاج ] آن خوف را به حيل از او بيرون برند كافى بود . و اگر از جهت امتلاء بود كه بخارات غليظ دماغ او را به رنج دارد و صورتهاى مهيب مىانگيزد ، علاج آن است كه مرضعه غذاهاى لطيف خورد و حافظ الصحت به كار دارد و طفل را بعد غذا نگذارد كه زود بخواب رود . و اگر ميسر نباشد و خواب او مطلوب بود مهد او را محكم جنبانند تا لختى مدد هضم و تحليل شود و مصطكى خاييدن طفل اندكى با نان خشك كوفته خوردن نافع آيد و تعويذات را در اين باب تاثير كلى باشد . و گفتهاند كه بلور اعلى را و پوست پيشانى خر را بر طفل تعليق كنند ، ترسيدن خواب و بيدارى را كم كند بالخاصيه . و اگر به ناشتا هر روز يك انگشت انگبين به طفل بخورانند مفيد بود و آن را كه قريب به كابوس حالتى مىباشد به وقت خواب جندبيدستر بايد بوياييدن و علاجها كه در صرع گفته شد لختى به كار داشتن و گاهى قبل از خواب به شياف صابون شكم او فرود آوردن . ترسيدن از چيزها در بيدارى علاج آن است كه او را اگر ممكن باشد بر آنچه از او ترسيده دلير سازند و به آن آشنا گردانند و در اول حال برنج را پاك شستن و آن آب را دادن نافع بود و سوخته استخوان خرچنگ با نبات و خرفه بريان سوده خورانيدن نافع بود و تعويذات به دستور مذكور مفيد بود و مشغول داشتن او را چندانكه فراموش كند آن را لازم بود و آن را كه حمى از خوف پديد آيد علاج حمى خوفى به كار دارند .